X
تبلیغات
دست خط خاطرات - به بهانه تولد روزنامه ای محلی شیراز

امروز جشن چند سالگی یکی از روزنامه های محلی  را با اظهار نظر برخی از مقامات استانی و شهری شیراز به نظاره نشستم. برایم خیلی جالب بود.وقتی آرشیو ذهنی مطبوعات فارس را در ذهنم مرور کردم کلی حالم گرفته شد. تقریبا اشکم در آمد و تصمیم گرفتم فاتحه ای نصار تاریخچه مطبوعات کنم. مروری بر این ورق ورق تاریخ کردم جز آه چیزی نصیبم نشد.

نگاهي به تاريخچه مطبوعات در ايران از آغاز تا 1320

    مخالفت شديد محمدعليشاه با اساس مشروطيت و آزاديخواهان نهايتا منتهي به كودتاي وي و به توپ بستن مجلس شوراي ملي در 23 جمادي الاولي 1326 هـ.ق شد. نامبرده به دستياري درباريان و ديگر مخالفان مشروطه رسما علم مخالفت با مشروطه را بر افراشت و علي رغم قسمي كه در پاسداشت آن ياد كرده بود بنيان مشروطيت را بر هم زد.

    حوادث مذكور تاثير بسزايي در وضع جرايد ايران داشت به طوري كه پس از جريان بمباران مجلس تمتم مديران جرايد كه مدافع مشروطيت و مخالف استبداد بودند يا كشته شدند يا از نفي بلد شده تبعيد گشتند. در نتيجه استبداد صغير بر كشور سايه افكنده و ركن چهارم مشروطيت تعطيل گرديد. ميرزا جهانگير خان صور اسرافيل و نيز مدير روزنامه روح القدس از جمله فدائيان و مقتولين اين حوادث بودند. آنهايي هم كه توانستند از اين مهلكه جان سالم به در برند از قبيل سيد محمد رضا مساوات مدير روزنامه مساوات و علي اكبر دهخدا نويسنده روزنامه صور اسرافيل كه بعدا روزنامه اي به همين نام در سوئيس تاسيس كرد و همچنين مدير روزنامه مظفري و مدير الملك مدير روزنامه صبح صادق و جمع زياد ديگري آواره و حيران و سرگردان د رممالك بيگانه از جمله اروپا، هند و مصر به سر مي بردند. تا اينكه قهرمانان ملي بار ديگر به پا خواسته تهران را فتح كردند، بنيان استبداد را برچيده و مشروطيت را احياء نمودند. بنابراين محمد عليشاه تاج و تخت را رها كرده به روسيه پناه برد و آزاديخواهان و مديران و اصحاب مطبوعات به موطن خويش بازگشتند.

    با جانشيني احمد شاه و بازگشت ارباب و اصحاب مطبوعات به كشور و شروع مجدد كار، بازار جرايد رونقي دوباره يافت. اين بار جرايد با كار مفيدتر، قطع بزرگتر و هريك با سبك مخصوص و با مسلكي خاص شروع به انتشار نمودند. احزاب، انجمنها و جريانات مختلف سياسي هر كدام روزنامه اي به عنوان ارگان خود به راه انداخته و افكار و عقايد خود را از آن طريق رواج مي دادند؛ دموكراتها روزنامه “ايران نو” را تاسيس كردند جمعيت اعتداليون جريده “شوري” را برقرار نمودن و حزب اتفاق و ترقي روزنامه ميانه رو استقلال ايران را به معرض انتشار گذاشتند.

    پس از انحلال دوره دوم مجلس باز هم يك دوره خمودي و فترت بر بازار جرايد سايه افكند. و براي مدتي فعاليت جرايد تقريبا متوقف ماند تا اينكه دوره سوم مجلس افتتاح شد.

    دوران پس از انحلال مجلس سوم تا تشكيل مجلس چهارم كه در ادبيات سياسي و تاريخي كشور از آن به دوره فترت تعبير مي شود برهه حساسي در تاريخ مطبوعات كشور به شمار مي رود. اين دوران كه از سال 1330 تا 1340 ه.ق يعني قريب به ده سال به طول انجاميد دوره اي است كه تحولات عظيمي در وضعيت جرايد كشور به وقوع پيوست. تحولاتي كه مي توان آن را بلوغ جرايد فارسي ناميد. دوره فترت با تمام اعمال نظرها و غرض ورزيها كه برخي جرايد را تا سر حد تبديل شدن به كاغذ پاره اي تنزل مي داد از لحاظ دخالت و تاثير مطبوعات در اداره امور كشور از مهمترين ادوار تاريخ مطبوعات در ايران است.

    با در نظر گرفتن اينكه در دوران مذكور شالوده سياسي كشور از هم پاشيده شده و عملادر كشور نه دولتي قوي و متمركز وجود داشت و نه مجلس و قوه مقننه اي كه به تنظيم و اداره امور كشور بپردازد و لحاظ مسئله حضور بيگانگان در كشور اهميت و نقش ويژه مطبوعات محرزتر مي گردد. به همين علت است كه در دوره فترت جرايد مهم و تاثير گذار متعددي در تهران و ساير نقاط كشور تاسيس و منتشر شد. جرايد مهم اين دوره عبارت بودند از: ستاره ايران، رعد، برق، عصر جديد، كوكب ايران، نوبهار، ايران، شفق سرخ، ايران آزاد، وطن، عصر انقلاب، گلشن، حلاج، صداي طهران، زبان آزاد، صداي ايران، ميهن، بهارستان، حيات جاويد، كار، حقيقت، مرد آزاد، قانون، رهنما، شمس، بدر، جنت، توفيق، نسيم شمال و ...

    در اين دوره حوادث جنگ جهاني اول و اخبار مربوط به رخدادهاي حاصل از آن چه در داخل كشور چه در خارج همچنين اخبار تاسف بار مربوط به جنگ موضوعات تازه اي براي درج در مطبوعات پديد آورد و روزنامه هاي ورق بزرگ هر كدام سه صفحه خود را به درج اخبار جنگ جهاني اختصاص مي دادند. و حتي بعضي از اين جرايد مانند عصر جديد اغلب سرمقاله هاي خود را در مورد بحث درباره حوادث خارجي و اوضاع جنگ به رشته تحرير در مي آوردند.

    نفوذ و اهميت جرايد در دوران فترت باعث شد كه چندين بار دولت به تعطيلي و توقيف روزنامه ها اقدام نمايد. بارها دولتهاي وقت تمام يا عده اي از روزنامه هاي پايتخت را بستند. از جمله در دولت مستوفي الممالك در اسفند 1296 كليه جراي سياسي توقيف شد. و فقط جريده نيمه رسمي و دولتي “ايران” به مديريت سيد حسين اردبيلي منتشر مي شد.

    كودتاي 1299 و روي كار آمدن رضاخان آغاز دوراني سخت براي اصحاب مطبوعات بود. پس از كودتا و با تشكيل كابينه از سوي سيد ضياء الدين طباطبايي، سيد ضياء كه خود از روزنامه نگاران معروف به شمار مي آمد و به اهميت و نقش جرايد در سياست وقوف كامل داشت تعداد زيادي از جرايد مهم پايتخت از جمله گلشن، حلاج و ستاره ايران را توقيف كرد.

    سختگيري بر مطبوعات با پايان حكومت سيد ضيا پايان نيافت بلكه پايان زمامداري كوتاه وي آغاز قدرت گيري رضاخان و سر آغاز آزار و اذيت و سختگيريهاي بيشتر براي ارباب و اصحاب مطبوعات بود. رضاخان كه تاب تحمل انتقادها و نيش و كنايه هاي روزنامه نگاران را نداشت بر منتقدين و مخالفين بسيار سخت گرفته و از سوي ديگر موافقين را مورد حمايت قرار مي داد. از بدترين برخوردهاي رضاخان با روزنامه نگاران مخالف كتك زدن صبا و قتل عشقي دو تن از روزنامه نگاران وطن پرست و پرشور ايران بود.

    ميرزاده عشقي مدير روزنامه قرن بيستم از نويسندگان، شعرا و جوانان پر شوري بود كه با سرودن اشعار انتقادي و نوك تيز قلم انتقاد خود از اوضاع سياسي كشور قلدريهاي رضاخان و علي الخصوص از جمهوريخواهي ادعايي رضاخان به شدت انتقاد مي كرد. رضاخان و طرفدارنش كه به هيچ وجه تاب تحمل اين رفتارها را نداشتند موجبات قتل اين شاعر انقلابي را فراهم كردند. قتل عشقي راه ديكتاتوري رضاخان را هموار ساخت و آزادي را از مطبوعات گرفت. هر چند پس از واقعه قتل عشقي عده اي از روزنامه نگاران در مجلس تحصن نموده و به اين اقدام اعتراض كردند اما اين مقاومت ها ديري نپاييد و سرانجام زور و قلدري غالب شد و در اندك مدتي جرايد يكي پس از ديگري در محاق تعطيلي فرو رفتند.

    رضا شاه در آذر 1304 با انحلال قاجاريه رسما تمامي امور كشور را به دست گرفت. و چون قبلاتمام مقدمات كار را به نحو اكمل آماده ساخته بود وتمامي مخالفين را از سر راه برداشته و رعب و وحشت را در دل همگان انداخته بود از اين جهت جرايد و مطبوعات نيز بخصوص با پيش آمد قتل عشقي همه فكر كار خود را كرده و كاملامراقب وضع خود بودند. با اينكه تغيير سلطنت و انتقال آن از دودمان قاجاريه به فردي بي ريشه و يك نظامي گمنام امري غير متعارف و خلاف عرف و قانون به شمار مي آمد با اين وجود رويكرد جرايد به آن چندان غير عادي نبود بلكه اكثرشان آن را عنوان امري متعارف نشان دادند و اغلب با آن همصدا گشتند.

    دوران حكومت 16 ساله رضاخان از سخت ترين و تارك ترين دوران مطبوعات در كشور به شمار مي رود. در اين دوره شهرباني كاملادر مندرجات جرايد نظارت مي كرد و مديران مطبوعات حق نشر هيچ گونه مطلبي را بدون اجازه شهرباني نداشتند. دخالت شهرباني نه فقط نسبت به مقالات سياسي و اخبار داخلي و خارجي جرايد بود، بلكه اعلاميه هاي روزنامه ها نيز قبل از انتشار به نظر شهرباني مي رسيد.

    در اين دوره كوچكترين مطلبي خلاف نظر دولت درباره مديران جرايد براي حبس و تبعيد مديران جرايد كافي بود وچه بسا مدير روزنامه كه به علت درج كوچك مدتها در سياه چال زندان قصر به سر مي بردند. تنها روزنامه هايي مي توانستند به انتشار خود ادامه دهند كه اولابر خلاف نظر دولت و شخص شاه كوچكترين چيزي در روزنامه خود ننويسند و ثانيا در رفتار و اعمال خود كمال احتياط و مواظبت را نموده مبادا كه شهرباني نسبت به آنان بد بين گردد. روزنامه هاي اطلاعات و ايران از روزنامه هايي بودند كه توانستند با سياست مدبرانه خود در طول سلطنت رضاشاه به انتشار خود ادامه دهند و حتي مديران آنها از مزاياي نزديكي به دستگاه دولتي برخوردار شوند.

    رفتار دولت و شهرباني نسبت به بعضي از مديران جرايد به اندازه اي خشن و سخت بود كه عاقبت پس از تحمل رنجهاي فراوان در زندان جان داده و مدتها كسي حق بردن نام آنها را نيز نداشت. من جمله از اين مديران فرخي يزدي مدير روزنامه توفان است. وي اصالتا از مردم يزد و شاعري خوش قريحه و نويسنده اي توانا بود. به مناسبت افكار آزاديخواهانه خود مدتها در زندان رضاشاه به وضع بدي به سر مي برد و عاقبت هم با تزريق آمپول هوا در زندان جان داد و بودن آنكه شهرباني بگذارد كسي از مرگ او اطلاع حاصل كند وي را به خاك سپردند.

    سرگذشت فرخي نمونه كوچكي است از طرز رفتار شهرباني و اداره سياسي با مديران جرايد. رفتار اين ادارات بخصوص از سالهاي 1316 به بعد كه گروه كمونيستي در ايران كشف شد به مراتب سخت تر گشت و مندرجات جرايد منحصرا عبارت بود از دستورات متوالي و پي در پي شاه و اخبار و سخنرانيها كه به منظور تقويت سلطنت ايراد مي شد و همچنين مسافرتهاي شاه به اطراف كشور و مطالبي از اين قبيل بود. تا اين كه در شهريور 1320 ديكتاتور از كشور اخراج شد و جاي خود را به وليعهدش محمد رضا سپرد.

    شروع سلطنت محمد رضاشاه آغاز دوران تازه اي براي مطبوعات كشور بود با سقوط رضاشاه و باز شدن دربهاي آهنين زندانها و متعاقب آن آزادي زندانيان سياسي كه سالها در حبس ديكتاتور به سر برده بودند سيلي از مديران جرايد نيز كه به جرمهاي سياسي در حبس به سر مي بردند آزاد شدند. با آزادي زندانيان سياسي و مديران دربند مطبوعات كه همزمان با آزادي نسبي فضاي سياسي كشور پس از سقوط رضا شاه بود جرايد بار ديگر پا به عرصه انتشار نهادند. و هر روز در تهران و شهرستانها يك يا چند روزنامه تاسيس و منتشر مي شد.

    اوايل دهه 1320 دوراني بود كه كشور بعد از يك دوره خفقان سياسي و دوران ديكتاتوري و قبل از آنكه محمدرضاشاه بتواند به كمك حاميان خارجي خود ديكتاتوري نويني را تاسيس كند فضاي نسبتا آزادي را تجربه مي كرد. در اين دوره ابتدا اكثر صفحات و اوراق جرايد به انتقاد از دوره گذشته و اعمال خلاف قانون رضاشاه اختصاص مي يافت و جرايد به شدت از شاه سابق و دستگاه پليسي او انتقاد مي كردند. به خصوص با محاكمه سر پاس مختاري رئيس كل شهرباني دولت رضا شاه و جمعي از همدستان و همكاران او اين روند شديدتر شد.

    در اين دوره علاوه بر انتشار جرايدي كه در گذشته منتشر مي شد و در دوره رضا شاه توقيف و يا مديران آنها از انتشار صرف نظر كرده بودند (روزنامه هايي از قبيل نجات ايران، اميد، اقدام و ...) روزنامه هاي بسياري نيز تازه تاسيس و انتشار مي يافت و هر روز به تعداد آنها افزوده مي شد. تا اينكه حادثه 17 آذر در دولت قوام پيش آمد و نامبرده دستور توقيف تمام جرايد را صادر كرد و فقط يك روزنامه رسمي دولتي به نام “اخبار روز” منتشر مي شد و مدتي تنها روزنامه پايتخت همين روزنامه اخبار روز بود تا اينكه قانون مطبوعات از تصويب مجلس گذشت و مجددا روزنامه هاي واجد شرايط اجازه انتشار يافتند.

    از شهريور 1320 به بعد به علت برقراري حكومت نظامي در كشور غالبا جرايد به وسيله حكومت نظامي توقيف و مدتي از انتشار آنها جلو گيري مي شد. با اشاره دولتها حكومت نظامي مي توانست براي هر مدت و هر اندازه كه لازم بداند از انتشار هر روزنامه اي جلوگيري كند. براي نشر و دريافت امتياز از شوراي عالي فرهنگ شرايط و مقررات مشكلي به صورت تصويب نامه از هيئت وزيران گذشت كه عده محدود و معيني مي توانستند از آن برخوردار شوند. من جمله اينكه سردبير روزنامه حتما بايد داراي درجه ليسانس يا بالاتر باشد و نيز صاحب امتياز بايد براي انتشار روزنامه مبلغ پنج هزار تومان و براي نشر مجله يكهزار و پانصدتومان تضمين بانكي براي مدت يكسال بپردازد.

و اما امروز

   وقتی می گویند روزنامه نگار، اقیانوسی است به وسعت یک بند انگشت، چندان هم بی جهت نیست، یک روزنامه نگار از تمامی علوم اندکی می آموزد ولی از هیچ کدام کامل نه. باید خود عزمش را جزم کند به سراغ علوم مختلف برود، علمش را به روز سازد و تلاش و تکاپو را ضمیمه کارش سازد، اما صرف معلومات نیز با وجود اهمیت بسیار نمی تواند از او روزنامه نگار بسازد.

 

برای تبدیل شدن به روزنامه نگاری حرفه ای به ویژگی ها و روحیه ای خاص نیاز است. باید باهوش بود و از طریق هوش و استعدادش موضوعات مهم پیرامونش را کشف کرد. هوش تنها و بدون حواس متمرکز چندان کارساز و کارگشا نیست. باید سلامت ذهن و سلامت نفس داشته باشد، نوشته های بیمارگونه ای که به ذهن خطور می کند به چاپ نرساند، تحریف در کارش وجود نداشته باشد، اهل سخن چینی های نوشتاری نبود، دارای یک چارچوب منظم فکری و همچنین دارای اطلاعات تخصصی روزنامه نگاری باشد. البته نداشتن این خصوصیات مانعی برای روزنامه نگار شدن نیست، بلکه مانعی است در جهت ورود به قلب مردمی که رسانه،حقیقت گویی،راستگویی و روزنامه نگارای راستین را می شناسند.

در واقع هر کسی به راحتی می تواند خود را مدیر مسئول ، صاحب امتیاز، سردبیر ، خبرنگار ، روزنامه نگار ، ویراستارو طراح بود.

بسیاری از جویندگان راه  روزنامه نگاری با نگاهی آرمانی و با امید به روزنامه نگار شدن به این رشته قدم می گذارند. اما بین ذهنیات و واقعیات دره ای است عمیق، در نتیجه از همان ابتدا یا طعم تلخ شکست را خواهند چشید و درخواهند یافت که ویژگی ها و روحیات خاص روزنامه نگار شدن را ندارند و یا با کمی کبک شدن سر زیر برف می برند و دست به قلم می گیرند و احساس می کنند روزنامه نگار هستند. البته همه تقصیر را هم نمی توان به جوینده نسبت داد، بخشی از ایراد هم مربوط به سیستم گزینش تک مرحله ای و بدون مصاحبه و آزمون عملی است که مانعی است در جهت شناخته شدن استعدادهای متقاضیان ورود به عرصه رسانه ، اطلاع رسانی و روزنامه نگاری.

البته این عارضه تنها متوجه روزنامه ها نیست بلکه در ادارات ، سازمان ها و ارگان ها نیز با همین عدم استفاده از مهره های کارآمد در پست های درخور روبرو هستیم.

بنابراین لزوم مصاحبه در سیستم گزینش اصحاب رسانه به شدت احساس می شود.

به واقع معیار جهت انتخاب اقراد در تشکیلات رسانه ای چیست و چگونه می توان برخی انتخابات را هضم کرد؟

«در دهه ۶۰ اساتید متبحری از متقاضیان ورود به رشته روزنامه نگاری در دانشگاه ها مصاحبه ای صورت می دادند و اگر فرد متقاضی برای ورود به رشته روزنامه نگاری در مصاحبه و آزمون عملی پذیرفته نمی شد، مشاورین دانشکده به آن فرد رشته های دیگر را پیشنهاد می کردند که البته آن رشته ها هم هر کدام گزینش های خاص خود را دارا بود.

اما اکنون به خاطر ساختار گزینش تک مرحله ای کنکور این امکان وجود ندارد. البته می توان همان تمهیداتی را که برای برخی رشته های خاص مثل هنر که شرایط گزینش شان دو یا سه مرحله ای است برای رشته روزنامه نگاری نیز در نظر گرفت.

البته این ضعف تنها به آموزش های آکادمیک روزنامه نگاری مربوط نمی شود بلکه در بازار شامی که رسانه های نسل سومی کشورمان به راه انداخته اند وضعیت بسیار وخیم تری را شاهد هستیم.

در گذشته افرادی که با مصاحبه و آزمون عملی وارد این رشته می شدند بسیار با انگیزه بودند و با علاقه بیشتری به فعالیت در این رشته می پرداختند اما اکنون که متقاضیان بدون مصاحبه وارد این رشته شده اند این امر سبب ناهمگونی کلاس های روزنامه نگاری شده است و باعث می شود که ساختار آموزشی در حرکت لطمه فراوانی ببیند و کاهش انگیزه های افراد علاقه مند را در پی دارد.

با وجود پیشرفت و گسترش امکانات نسبت به گذشته، اما به نظر می رسد نسبت به گذشته به عوض پیشرفت و افزایش انگیزه، فعالان اطلاع رسانی انگیزه خود  را از دست داده اند .

در حال ورق زدن روزنامه ای هستم که که جشن چند سالگی  خود را به پا کرده است. چندین نکته تامل برانگیز در ویترین آن به چشم می خورد.

مثال:

سیاحی مدیر کل گمرکات استان فارس ، مهندس غلامی مدیر کل منابع طبیعی و آبخیز داری استان فارس، دکتر ابراهیمی مدیر عامل جمعیت هلال احمر استان ، عرب عضو شورای شهر شیراز،سرهنگ رضایی فرمانده سپاه ناحیه ثارالله شیراز

توضیح:

در کدام سبک روزنامه نگاری درج سمت و نام مسئول در روتیتر همزمان مجاز دانسته شده است؟

به عکس های امروز این روزنامه نگاه کنید. در صفحه اول مدیر عامل هلال احمر فارس و رییس  سازمان بازرگانی استان فارس ، در صفحه پنجم رییس سازمان بازرگانی استان فارس و مدیرعامل سازمان تاکسیرانی شهرداری شیراز و در صحه آخر عکس مدیر عامل جمعیت هلال احمر فارس نشان دهنده تعمد در تبلیغات شخصیتی این افراد در روزنامه دارد.

در کنار این مسائل به بررسی ستون اشاره بپردازیم.

آنجا که در پاراگراف دوم از روزنامه نگاری حرفه ای  و حرفه روزنامه نگاری سخن به میان می آید کمی با تناقض ها در تعاریف روزنامه نگاری روبرو می شویم.

در پاراگراف سوم به موضوع انتقاد از مسئولین پرداخته می شود و این در صورتی است که این روزنامه باید پرسید آیا  روزنامه های کنونی ما در سطح استان دارای ماهیت انتقادی هستند و یا تنها به روزنامه نگاری اقتصادی پرداخته اندکه به نظر می رسد  سابقه این رسانه های محلی به خوبی این برخی مسائل  را ثابت می کند.

در پاراگراف سوم  و خط  سوم این ستون نویسنده به بیانات مقام معظم رهبری اشاره می کند و این در حالی است که غیر حرفه ای بودن قلم  به خوبی به چشم می آید.نویسنده این چنینی می نویسد"اکنون رهبر،ولایت فقیه یعنی ستون جامعه ایرانی و اسلامی ما،موضوع  جنگ  نرم را مطرح کرده اند."

بررسی:

نکته اول اینکه آیا دستور زبان فارسی در این جمله مشاهده  می شود؟

آیا این جمله در گفتار به گونه ای صحیح ادا می شود؟

نکته دوم اینکه جایگاه رهبری به گونه است که نه تنها ارادت قلبی ، بلکه تعهد در احترام  به  جایگاه ایشان در نظام اسلامی و دینی کشورمان  از الزامات اخلاقی و حرفه ای یک روزنامه نگار مسلمان ایرانی است. چگونه می شود که نویسنده به جای کلمات یا عبارات  همانند " رهبری، مقام معظم رهبری و رهبر معظم انقلاب" از کلمه رهبر استفاده می کند .

 این در حالی است که نه تنها این اشتباه فاحش از دید ویراستاران پنهان مانده است بلکه سردبیر نیز در مطلبی به قلم خود به این موضوع توجه فنی نکرده است .این اشتباه فاحش نه آنکه بتواند تعهد و ولایت محوری سردبیر را زیر سوال ببرد بلکه می تواند نشان از نا آشنایی وی با حوزه های حساسی چون سیاست باشد.

به هر حال روزهای روزنامه نگاری در شیراز و فارس به سرعت پشت سر گذاشته می شود و این در حالی است که روز کیفیت مطالب در رسانه های فارس هر روز دچار صعود و نزول می شود.

به هر حال همگی موفق باشید.

 

+ نگارش در شنبه بیست و هفتم آذر 1389ساعت 17:37 توسط محمد حسن شلتوک کار |